خرید بک لینک
یک ویژگیای که دقیقا همین الان در خودم کشف کردم، اینه که خیییلی کم به گذشته فکر میکنم. یکم اگه جسارت به خرج بدم میتونم بگم: اصلا به گذشته فکر نمیکنم! روابط، آدما، گفتهها و شنیدهها، کارایی که میکنم، احساساتی که دارم، و... همه و همه صرفا در زمان حال وجود دارند. یادم نمیاد خاطراتم رو با خودم مرور کرده باشم مگه اینکه بخوام واسه کسی تعریف کنم. ولی توی خلوت خودم به هیچی از گذشته فکر نمیکنم. مثلا اینکادامه مطلب

برچسب: ماهی, نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:43

هر بدون حجابی هدفش خودنمایی نیست

هر بدون حجابی هدفش خودنمایی نیست

هر بدون حجابی هدفش خودنمایی نیست

مخاطبنوشت: هر نگاهی هم هدفش هیزی نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 1:20 توسط ر.ن |

برچسب: بفهم, نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:43

دیشب تا ساعت ۴ صبح، با یه آدم خیلی معتقد (خیلی معتقد)، یه کله بحث فلسفی داشتیم. آخ که چقدر دلم لک زده بود واسه این بیدار موندنا. اون از خدا میگفت و من از بیخدایی اون از قانون و من از هرج و مرج اون از مطلق بودن و من از نسبیت اون از عشق و من از هورمون اون از آرامش ابدی و من از پوچی و بی تفاوتی... خلاصه که نفوذ من در اون خیلی بیشتر بود. یعنی عملا اون هیچ تاثیری بر من نداشت. هرچند آدم چیزفهمی بود ادامه مطلب

برچسب: آنارشیست, نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:43

با یکی از آشناهامون که دانشجو وکالته یه مدته ریختیم روی هم. البته مجازی. پروندههایی که اساتیدش سر کلاس میاره رو مطرح میکنه و با هم سرش بحث میکنیم و حکم صادر میکنیم. دو تا پوچگرا از دو جنس مخالف. خیلی کار جذابیه. حسابی ذهن رو به چالش میکشه. دوراهی اخلاق و قانون... کلی بهم میگه باید میومدی وکالت، خیلی استعدادشو داری. ولی من خوشحالم که وکالت رو انتخاب نکردم. من از قانون بدم میاد... + نوشته شده درادامه مطلب

برچسب: قاضی, نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:43

اونقدر اتفاقات ریز و درشت زیادی این چند وقته واسم افتاد که یه مدت از روزمرگی به دور بودم. + اونقدر با صفا و پاک و صمیمی بودن که بغض کردم موقع خدافظی. + نگاهاشو دوست داشتم. حیا و صداقت توش موج میزد. چشماش واقعا آینهی روحش بود. میشد بفهمی که واقعا چه حسی داره و چقدر پاکه.. +این حس رو تا حالا تجربه نکردم. به کسی نگفتم. میترسم ازش حرف بزنم. ولی باید ثبت بشه. یه حس نزدیکی و آرامش، صداقت و پاکی و تادامه مطلب

برچسب: قاصدک, نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:43

به جای اینکه آرزوی شهادت کنید، آرزوی پیروزی و صلح بکنید.

خودخواه نباشید.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:49 توسط ر.ن |

برچسب: وقتی,میشه, نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:43

اونقدر از درون تنهام اونقدر هیچکس رو درک نکردم - و هیچکس من رو درک نکرد- که گاهی فکر میکنم شاید مشکل از من باشه شاید این بقیهاند که دارند درست زندگی میکنند شاید زندگی یعنی همین که عین د واسه خرید جهیزیه اینهمه ذوق داشته باشی و کل مغازهها دنبال جنس مارک بگردی شاید باید با زنای دیگه دور هم بشینیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 18:10

کاش زمان برای ده سال متوقف میشد،

و من در این ده سال...

فقط کتاب میخوندم،

فیلم میدیدم،

و با مامانم حرف میزدم...

+ هیچی به اندازه حجم کتابای نخونده و فیلمای ندیده برام دلهرهآور نیست...

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۶ساعت 2:4 توسط ر.ن |

برچسب: نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 18:10

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 18:10

احساس میکنم شدیدا نیاز دارم که کتاب نیچه گریست رو دوباره بخونم.

در حال حاضر تنها چیزی که میتونه آرومم کنه فقط همین کتابه.

خط به خط، کلمه به کلمهش رو با تمام وجودم احساس کردم. انگار درونیات من روی اون صفحات فرافکنی شدند.

+ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:30 توسط ر.ن |

برچسب: نویسنده: اشکان زارعی تاريخ: شنبه 10 تير 1396 ساعت: 18:10

صفحه بندی